حسين مروج
31
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
معيوب و سالم . شرح لمعه موارد استعمال : در صورت ظهور عيب در مال فروخته شده ، مشترى حق دارد با گرفتن ارش التفاوت بيع را امضاء نمايد . شرح لمعه ، كتاب متاجر ارش الجناية - عوض و بدل عضو انسان و يا نفس او را كه در اثر جنايت تلف شده است ، « ارش الجنايه » گويند . كشاف ؛ شرح لمعه موارد استعمال : اگر كسى به عبد مغصوب جنايتى وارد نمايد ، ارش الجناية بر جانى واجب مىشود . شرح لمعه ، كتاب غصب ارش الزّرع - زراعتى را كه به وسيلهء مالك از ريشه كنده و به دور ريخته شده است ، با نظر اهل خبره قيمتگذارى مىگردد ، و سپس همان را در حال خود تا روز درو قيمت مىگذارند ، تفاوت ميان دو قيمت را ، « ارش الزرع » مىگويند . شرح لمعه موارد استعمال : اگر مدت مزارعه منتهى شود درحالىكه زراعت هنوز باقى مىباشد ، مالك مىتواند با پرداخت ارش الزرع زراعت را از جا بكند . شرح لمعه ، كتاب مزارعه ارضاع - داشتن بچهء شيرخوار . در عرف فقه ، شير دادن مادر به بچهء شيرخوار را گويند . شرح لمعه موارد استعمال : در طول دو سال براى مادر ، ارضاع مستحب است . شرح لمعه ، كتاب نكاح ارضاع اللّباء - دادن « لباء » به بچهء نوزاد است . در مورد كلمهء « اللّباء » به محل آن رجوع شود . شرح لمعه موارد استعمال : ارضاع اللباء براى مادر واجب است . شرح لمعه ، كتاب نكاح ارض الذّمّى المنتقلة اليه من مسلم - زمينى كه از مسلمان به كافر ذمّى انتقال يافته است ، و لو اينكه انتقال به طريق صحيح و يا هبه باشد ، « ارض الذمى المنتقلة اليه من مسلم » ناميده مىشود . شرح لمعه موارد استعمال : خمس در هفت مورد واجب است كه يكى از آنها ، ارض الذمى المنتقلة اليه من مسلم مىباشد . شرح لمعه ، كتاب خمس ارض الصّلح - زمينى است كه ساكنين آن با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و يا امام عليه السّلام مصالحه كردهاند ، و در صلحنامه قيد گرديده كه زمين مال خود آنها است . شرح لمعه موارد استعمال : ارض الصلح كه در اختيار اهل الذمة است مال آنها مىشود ، و جزيه پرداخت مىنمايند . شرح لمعه ، كتاب احياء موات ارض عادّية - به معناى زمينى قديمى است و نسبت داده شده به قوم عاد كه از اقوام قديمى مىباشد . طلبة الطلبه ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : در روايت آمده كه عادى الارض متعلق است به خدا و رسول و ائمهء اطهار عليهم السّلام . مسالك الافهام ، احياء موات ارض مسبعة - سرزمينى است كه در آن حيوان درنده وجود داشته باشد . طلبة الطلبه موارد استعمال : اگر كسى حقّ شفعه را